Reading

Thursday, August 08, 2002

سرخ و آبی
خورخه لوئيس بورخس
برگردان: حسن تهرانی
تصاوير: محمدعلی بنی اسدی
نشر ماه ريز
چاپ اول 1381
3000نسخه
بها: 750 تومان

چند وقت پيش کتاب را در نشر چشمه ديدم. توجهم جلب شد. اما هر صفحه را که ورق زدم اشتباهی در کار بود. ليتوگراف عزيز ظاهرا صفحات را همين طور چيده و رفته بود. هيچ ترتيبی نبود.
دی شب کتاب را کادو گرفتم. اين بار ظاهرا بدون اشتباه اما با خطايی جزيی: نام مترجم در صفحهء داخلی مانی صالحی علامه خورده. از نشرماه ريز که کارش گرفته و کتاب های خوبی هم در دسترس می گذارد کمی اين اشتباهات بعيد است. بازار که هست.
دو داستان کوتاه در يک کتاب با قطعی متفاوت. عرضی 16.5 در 11. هم چون تمام داستان های بورخس آميخته با رويا . با رمز و راز. داستان ها هر دو روان و آرام پيش می روند بی هيچ اوج و فرودی و اوج آن ها در نهايت داستان رخ می نمايد. ضربهء نهايی.
کيسهء زری را روی ميز رها کرد. سکه ها از طلا بودند و بسيار. شکاف پر از سنگ ريزه بود، همه يک سان، مدور، کاملا صاف و به قطر چند سانتی متر. انگار آن ها را منظم کرده بودند. زاهد روی گرداند تا فانوس را بيافروزد. خم شدم. دست کردم در شکاف و تعدای از سنگ ريزه ها را در مشت گرفتم. اين کار به دست راست کرد. هنگام چرخيدن گل سرخی به دستِ چپِ غريبه ديد. در خود لرزشی خفيف حس کردم. مشتم را در جيب راست گذاشتم.

خوب می تونين بخونينش. اين هم يه جورِشه.

0 Comments:

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home