شب های هند
آنتونیو تابوکی
مترجم: سروش حبیبی
نشر چشمه
چاپ اول تابستان 1383
2000نسخه
بها: 1000 تومان
داستان روایت مردی است که به ظاهر در پی دوست خویش از جایی به جایی می رود(خوب مسلما در هند) اما در اصل به نظر من به دنبال خویشتن می گردد!!
برای من کمی عجیب بود ترجمهء داستان.
به این نمونه ها دقت کنید:
تخت پوش
نامطبوع بود
کلیدآویز
آباژورهای چراغ های روی میز
سه غذا به خود روا داشتم
شاید برای این که برای سرگردان ها احساس هم دردی دارم
میزبانم برایم چای ریزان پرسید
به آن طرف اتاق روان گفت
روی جاده ای که خطوطی راست و بی پایان بود..
... بدرستی دانست
پرتو چراغ های اتوبوس فقط بر سر پیچ ها صحرا را می روفت
نقشهء شهر ... ساخته شده است!
لبخندی ناگویا
بازمانده دهان
بوی تند علف در فضا بود
مردانی ریشو با سیماهایی جدی
دو کتاب را ناجسته بر سبیل اتفاق برداشتم
ماجرا دوست
این ها تمام بعلاوهء حیرتم
درنده صفتانه
و...
با همهء این که عذابی بود برایم خواندن چنین متنی اما از داستان لذت بردم.!
(می توانید این جمله را هم به حساب ترجمه گذاشته بگذارید)

0 Comments:
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home