Reading

Monday, May 20, 2002

در آفريقا هميشه مرداد است
مارچلو دِ اورتا
مترجم: حميد زرگرباشی
انتشارات نقش خورشيد- کتاب آينه
چاپ اول يا دوم!
2000نسخه
بها: 750 تومان

چاپ اول اين کتاب از نشرآنا است در سال 76. کتاب حاضر با ويرايش جديد! چاپ شده. است.
يکی از کتاب هايی که توی جشن وارهء نيلوفر آبی کلی سفارش براش گرفتيم که متاسفانه يه دونه هم تهيه نکرديم همين کتاب بود. تا همين چن وقت پيش که دوباره پخش شد.
کتاب را مارچلو از روی انشای شاگردانش نوشته است. نه اين جمله خيلی درست نيست. کتاب مجموعه ای است از انشاهای بچه ها.
انشاهايی که بچه ها خيلی راحت توی آن ها حرف دل خودشان را زده اند. اصلا هم با جملاتی از اين دست شروع يا تمام نشده:
با اميد به اين که از انشای من خوشتان بيايد.
اين بود انشای من
از اين انشا نتيجه می گيريم که.
با درود به ...
قسمت هايی از اي« کتاب را توی تاکسی می خواندم و گاهی بلند خنده ام می گرفت يا عکس العملی نشان می دادم روی اشتباهات يا ظرافت هايی که بچه ها آن ها را ديده بودند و خود اين باعث می شد بغل دستی ها کمی احساس عذاب وجدان کنند که چه ديوانه های جديد المنظری!
يک چيز مهم هم هست و آن اين که من اين کتاب را هديه گرفتم در اردی بهشت که ماه خوبی است مخصوصا واسه هديه دادن.
هيچ کدوم از انشا ها رو هم اين جا نمي آرم. اگه دلتون می خواد خوب برين بخونين.

Wednesday, May 15, 2002

يادگاران
---
انتشارات روايت فتح
---

يادگاران عنوان کتاب هايی است که بنا دارد تصويرهايی از سال های جنگ را در قالب خاطره های بازنويسی شده، برای آن ها که آن سال ها را نديده اند نشان بدهد. اين مجموعه راهی است به سرزمينی نسبتا بکر ميان تاريخ و ادبيات، ميان واقعه ها و بازگفته ها. خواندنشان تنها يادآوری است. يادآوری اين نکته که آن روزها بوده اند، آن مردها بوده اند و آن واقعه ها رخ داده اند؛ نه در سال ها و جاهای دور، در همين نزديکی.

اولين شمارهء يادگاران که چاپ شد قطعی غيرمعمول و تقريبا مربعی داشت. بزرگ. بعدا که چاپ سری اين کتاب ها جدی تر شد. شکل ظاهری آن نيز تغيير کرد و چاپ دوم شمار 1 هم با شکل جديد روانه کتاب فروشی ها شد. قطعی شايد جيبی. اين ها اما مهم نيستند. مهم آن لحظاتی است که هنگام خواندن اين خاطره های خالص-به معنای واقعی کلمه خالص- به وجود می آيند. می مانند يا محو می شوند.
طريقهء بازنويسی خاطرات به گونه ای است که تا حد امکان همه چيز شسته شود. شايد نمی توانم خوب شرح دهم. هم چون شستنی مداوم شن در آب رودخانه...
بخوانيد ضرر نمی کنيد که هيچ. ....
....

از اين پس گاهی لابه لای فعلا بهتيده از اين خاطرات هم چيزهايی نوشته خواهد شد.

"ما ديديمشان آن ها هم ما را ديده بودند. داشتيم خمپاره انداز را آماده می کرديم، که توپ 106 شليک کرد. دير جنبيده بوديم شايد.
از بقيه چطزی باقی نماند، از پای من هم. خون که ازم می رفت، چشم هايم تار می شدند. آن قدر خون رفت که ديگر چيزی نديدم.
|_|
يک برگهء صورتی رنگ، گواهی فوت، می گذاشتند لای پرونده. هنوز دارمش با مهر و امضا."
از يادگاران5

Wednesday, May 08, 2002

من نمايشگاو نرفتم.
فقط علی کوچولو رو بردم سالن کودکان و برگشتيم.
همين

Sunday, May 05, 2002

پسرک و گربهء آتش رنگ
کت استيونس
مترجم: فريدون رحيمی
انتشارات: کتاب های شکوفه وابسته به اميرکبير
1377
بها: 250 تومان
گروه ب سال های آغاز دبستان

" "تاپ" اين صدا، پسرک را از جای پراند.
«آن جا را نگاه کن! زود دنبال من بيا، گربهء آتش رنگ!»
ماه از آسمان پايين افتاده بر بام يک کلبهء قديمی گير کرده بود.
پسرک به بام رفت و تا پان جا که می توانست به ماه فشار آورد تا آن را تکان دهد.
..."
قسمتی از کتابی نوشتهء کت استيونس که نقاشی هايش را هم خودش کشيده.
همين.