جنگ فجیع جهانی اول
تری دیری
مترجم: مهرداد تویسرکانی
تصویرگر: مارتین براون
نشر افق
چاپ اول 1384
2200نسخه
بها: 1200 تومان
کتاب دوم از مجموعهء تاریخ ترسناک که نشر افق چاپ کرده.
ترجمهء خوبی دارد و شاید این برمی گردد به داشتن دو ویراستار ادبی و علمی که معمولا ترجمه های فاقد آن هستند.
وقتی کتاب را می خوانی گاهی خنده ات می گیرد, گاهی بغض می کنی و بیش تر اوقات از بلاهت و حماقت نسل آدم عصبانی می شوی.
ریشهء کلی مثل و روایت را هم که تا به حال بدون این که بدانی از کجا آمده, بلغور می کردی, می شناسی.
حیفم آمد بعضی از قسمت های کتاب را این جا ننویسم.
هرگز سه نخ سیگار را با یک عدد کبریت روشن نکنید!
این یکی آن قدرها هم خرافات نبود. سرباز ها استدلال می کردند که انجام این عمل در خندق ها هنگام شب کار خطرنکی است, چون شاید توجه تک تیراندازان دشمن را جلب کند. آن ها نور اولین آتش سیگار را می بینند, به کمک آتشدومین سیگار, هدف می گیرند و با مشاهدهء سومی ماشه را می کشند.
یک داستان احمقانه(اما واقعی(
در آغاز عملیات سُم در یکم ژوئیهء 1916 یک سرباز موظف شد تا کبوتر نامه بری را در داخل یک سبد حصیری به جبهه حمل کند. به او گفتند: قرار است هرگاه یِکانش به اولین هدفِ از پیش تعیین شده دست یافت, یکی از افسرها با این کبوتر, خبر پیروزی را به سرفرماندهی برساند.
آن ها ساعت ها در پشت خط در سرفرماندهی به انتظار نشستند, تا عاقبت سر و کلهء کبوتر پیدا شد. فرمانده با شوق فریاد زد:"بده بخونم." و پیام را گرفت.
وقتی آن را باز کرد, نوشته بود:" از بس این پرندهء لعنتی رو با خودم دورِ فرانسه گردوندم جونم به لبم رسید!"
خوراک تقلبی
همهء آلمانی هایی که جنگ جهانی اول را به چشم دیدند, نه تنها کمبود خوراک, بلکه چیزهای وحشتناکی به نام «غذاهای جایگزین» را نیز تجربه کردند.مردم به این جور خوراکی ها اِرزاتس می گفتند که در آلمانی «جایگزین» و در انگلیسی «تقلبی» معنی می دهد.
در طول جنگ, نمایشگاه های زیادی با هدف نمایش و تبلیغ خوراکی ها و آشامیدنی های تقلبی در سرتاسر آلمان برپا شد. به عنوان مثال:
نان: به زودی آرد نخود و لوبیا جای آرد گنم را در نانوایی ها گرفت که اغلب به آن خاک اره هم اضافه می کردند.
کیک: با مخلوطی از شبدر و آرد شاه بلوط درست می شد.
گوشت:
توسط چیزهایی مثل فیلهء برنج یا استیک سبزیجات جایگزین شد. این استیک ها سبز رنگ بودند و آن ها را با مخلوطی از اسفناج, سیب زمینی, بادام زمینی و تخم مرغِ تقلبی درست می کردند.
کره:یا حجمش را با نشاسته افزایش می دادند, یا آن را با مخلوطی از شیر ترشیده, شکر و رنگِ زرد درست می کردند.
تخم مرغ: از مخلوط ذرت و سیب زمینی تهیه می شد.
فلفل: برای افزایش مقدار, به آن خاکستر اضافه می کردند.
روغن: تلاش های فراوانی برای استخراج روغن خوراکی از انواع و اقسام چیزها صورت گرفت: از جمله موش,همستر, کلاغ, سوسک, حلزون, کرم, موی سر و کفش ها و چکمه های کهنهء چرمی. ولی هیچ کدام از این تجربه ها چندان موفق نبود
قهوهء تقلبی: ابتدا عبارت بود از پودرِ فندق بو داده شده روی ذغال, که طعمش همراه با شکر قابل تحمل بود! مدتی قهوهِ ارزاتسِ ارزاتس(یعنی تقلبیِ تقلبی) به بازار آمد که مادهء اولیه اش بلوط یا میوهء کاج بود. اما مدتی بعد که ناچار شدند همهء بلوط ها را به خوردِ خوک ها بدهند, از هویج و شلغم, قهوهء تقلبیِ تقلبیِ تقلبی ساختند.
با آغاز جنگ, ناگهان ژرمن شپرد(به معنی سگ گلهء آلمانی) تنها به خاطر نامشان, محبوبیت خود را نزد بریتانیایی ها از دست دادند. به همین دلیل] آن ها اسم این نژاد را به آلساتی یَن تغییر دادن که تا به امرو هم در زبان انگلیسی به همین صورت باقی مانده است.( اگر می خواهید معلم تان را امتحان کنید, اول قضیهء تغییر اسم ژرمن شپرد را برایش تعریف کنید, بعد از او بپرسید: «چه جور موجودات دیگری در جنگ جهانی اول اسم خود را عوض کردند؟» پاسخ عبارت است از: خانوادهء سلطنتی بریتانیا. آن ها نام خانوادگی خود را از اسم آلمانی ساکسه کوبورگوتها به ویندزور تغییر دادند و این اسم هم مثل اسم سگ های آلساتی ین به مرور زمان جا افتاد.)
فرانسوی ها نوعی عطر به نام اُدوکُلُن(یعنی آبِ شهرِ کُلن) تولید می کنند. کُلن یکی از شهرهای آلمان است. به همین دلیل تصمیم گرفتند اسمش را به اودوپرووانس تغییر دهند, چون شهر پرووانس در خاک فرانسه واقع شده است. ولی مردم هرگز زیر بار نرفتند و اسم ادوکلن به همان صورت که بود, باقی ماند.
عجیب ولی واقعی
سرباز ارتش ایالات متحدهء آمریکا, سرگرد هَری اِس ترومن, گردانش را وادار کرد تا آخرین ثانیه های جنگ جهانی اول به تیراندازی به سوی دشمن ادامه دهند. حدود سی سال بعد, این سرگرد به پرزیدنت هری اس ترومن رییس جمهور آمریکا تبدیل شده بود. او بود که دستوربمباران اتمی شهرهای ژاپن را صادر کرد, همان واقعه ای که به جنگ جهانی دوم پایان داد.
بنابراین , به یک تعبیرِعجیب و غریب می توان گفت که آخرین گلوله های هر دو جنگ جهانی را یک نفر شلیک کرد.
خاتمه
...
کسانی که نامشان بر سنگ های یادبود حک شده, ایمان داشتند که برای صلح می جنگند. بسیاری از آن ها با خرسندی از جان خود گذشتند, چون باور داشتند که برای پایان «آخرین جنگ بشر» مبارزه می کنند.پس چه شد که نتیجه ای کاملا خلاف به دست آمد؟
دلیلش, خطاهای بزرگ و حوادث کوچک بود, به خصوص حادثه ای آن چنان کوچک که در هنگام وقوع, توجه هیچ کس را به خود جلب نکرد. این حادثه در گرماگرم نبرد سُم, در یک سنگر آلمانی رخ داد. یک خمپارهء بریتانیایی خندق را در هم کوبید و همهء سربازان مستقر در آن را کشت, جز یک نفر, که بر حسب تصادفِ محض, فقط صورتش بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح شد. او زنده ماند. زنده ماند تا جنگ دیگری را آغاز کند. نام او آدولف هیتلر بود. خوشا به حال هیتلر بدا به حال دنیا.
...
ب.ت: فکر کنم گروه سنی این کتاب ها نوجوانان باشه! ولی خیلی خوبن
بقیه رو هنوز نخوندم.
